ز تورانيان تنگ چشمي سواري

شاعر : اوحدي مراغه اي

در ايران به زلف سيه کرد کاريز تورانيان تنگ چشمي سواري
که دشمن نکردست با دوستداريکه کافر نکردست بر دين پرستي
سرش پر خروشي، ميان پود و تاريدهانش خموشي، لبش باده نوشي
به سيرت بهشتي، به صورت بهاريبه چهره چراغي، به رخساره باغي
طرب را به نرمي تنش دستياريستم را به سختي دلش پايمردي
به پيکار شاهي، به پيکر نگاريبه بالا چو سروي، برفتن تذروي
فريبرز شکلي، فريدون شعاريسياووش رويي، فرنگيس مويي
نه ضحاک، ليکن هرش زلف مارينه جمشيد، ليکن هرش بنده ميري
و گر هوش بندي در آن زلف بارياگر شعر گويي در آن غمزه زيبد
وزان رستمي را ببند به تاريکزين بيژني را بدوزد به تيري
نگيري دل اوحدي در شماريشماري گر از بيدلانش بگيري